تبليغاتX
خاک ره وطنم
Image and video hosting by TinyPic
  خاک ره وطنم  
 
 
بخش 1

 

 

 فرهنگ غنی ایرانی چیست ؟

 

این  موضوع در چند بخش به اطلاعتان خواهد رسید :

 

 

 همدلی , نیکی کردن , عشق و مهر ورزیدن

بزرگترین موهبت فرهنگ غنی ایران از دیدگاه نگارنده همدلی , خون گرمی و مهر ورزیدن میان مردم کشورمان است . میتوان این سخن اوحدی مراغه ای را در مورد فرهنگ ایرانی و مهر ورزیدن مردمان نیز بکار بست :

 پستان خود به مهر بیالود و دوستی            روز نخست دایه که میداد شیر ما را

 

حافظ عارف برجسته و اندیشمند ایران زمین :

 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد               نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

چو مهان خراباتی به عزت باش با رندان                که درد سرکشی جانا گرفت مستی خمار آرد

 

در یسنا هات 28 آمده است : در پرتو اندیشه پاک و پویا مردم را آموزش میدهیم که به راستی بگرایند و درستی پیشه خود کنند .

 

سعدی بزرگوار

که گر به جان رسد از دست دشمنانم کار                      ز دوستی نکنم توبه همچنان ای دوست

  با سفری کوتاه به کشورهای اروپایی و آمریکایی و جستجوی در میان فرهنگ این کشورها سردی , رفتار خشک و زندگی ماشینی را میتوان به وضوح دید . فرهنگی که در ایرانیان عکس آن جاری است  . در دورترین روستاها و دهکده های ایران از کردستان و آذربایجان و خوزستان و سیستان و خراسان گرفته تا مازندران و کرمان و یزد و شیراز مهمان نوازی و خونگرمی و مهمانوازی مردمان زبان زد همگان است . چنانکه هانری المانی می نویسد :

مهمان نوازی ایرانیان به حد کمال است و شهره جهانی دارد . گرچه چینی ها در مراعات ادب و احترام به مهمان معروفند ولی اگر جهانیان ایرانیان را آنچنان که باید می شناختند مسلما در صفت مهمان نوازی آنان را بر چینی ها برتری می دادند . زیرا ایرانیان به نسبت هر مهمان و بر حسب شخصیت و احترام شخص متقابل به وی ارج می نهند . ایرانیان بر این باورند که اگر بر مهمان بیش از ارزش وی ارج نهی گویی به او توهین کرده ای .

 حس همدلی و انسان دوستی و مهرورزی از بارزترین ویژگی های این فرهنگ کهن است . افتخار این کشور اندیشه سعدی بزرگوار است که امروز بر سر درب سازمان ملل نقش بسته است :

 بنی آدم اعضای یکدیگرند        که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار          دگر عضو ها را نماند قرار

 

فرهنگی که برای همدلی و یاری رساندن به دیگر مردمان سعدی بلند آوازه غم دیگران را بر غم خود ارجح میداند :

من از بی نوایی نیم روی زرد          غم بی نوایان رخم زرد کرد

 

این سخن انوشیروان دادگر نشان می دهد که وی چنان بر این فرهنگ ایرانی پایبند بود که حتی برای آیندگان نیز نیکی به جای گذاشته است :

گذشتگان کاشتند و ما برداشت کردیم , ما نیز بکاریم تا آیندگان برداشت کنند .

 اگر به این سخنان و صدها نمونه دیگر اندیشه کنیم در می یابیم که در این فرهنگ غم دیگران غم ماست . مشکلات و نداری آنان مشکلات و نداری ماست . زیرا ارزش والای انسان به همین همدلی ها و یاری دادن به دیگر هم نوعش می باشد . این امر یک آرامش خاطر و احساس انجام وظیفه را در میان مردم ما بیدار می کند و زندگی را برایشان روان تر و نیک تر می سازد .  یاری به مستمندان , خیرات , اطعام کردن و بخشش از خصویات ذاتی و بنیادین فرهنگ ایرانی است :  

 

امیر خسرو دهلوی

که بخشایش کنی بر مستنمندی                 ز دردی وارهانی دردمندی

 

 عبدالرحمن جامی , هفت اورنگ

ترحم کن و عفو و بخشش نمای                        که اینها رسیدت ز فضل خدای

 

 فردوسی بزرگ

گر آزاد داری تنت را ز رنج                               تن مرد بی رنج بهتر ز گنج

هر آنکس که بخشش کند با کسی                       بمیرد تنش نام ماند بسی

ستون خرد داد و بخشایشست                    در بخشش او را چو آرایشست

همه مردگان را بر آری ز خاک                   به داد و به بخشش و به گفتار پاک

 

ویلز سی جی پزشک انگلیسی به سال 1866 , 1881

ایرانیان نسبت به تهیدستان بدون تظاهر بخشنده هستند و بیشتر متمولان عده ای جیره بگیر و خدمتکار پیر یا خویشاوندان مستمند دارند که با کمک آنها زندگی میکنند و هرگز از گرسنگی نمی میرند .

نیکی کردن و انسان محوری نیز از نامورترین خصلتهای ملت ایران است . سخنان هزار سال پیش فردوسی بزرگ , نوشته های دو هزار و سیصد سال پیش هرودوت مورخ یونانی و نسکهای باستانی زرتشتی سندی محکم براین ادعا است :

 به فرمان یزدان نیکی فزای                     که اویست بر نیک و بد رهنمای

سرانجام جای تو خاکست و خشت                   جز از تخم نیکی نبایدت کشت

هر آنکس که نیکی کند بگذرد                    زمانه نفس را همی بشمرد

بدین کار چون بگذرد روزگار                     ازو نام نیکی بماند یادگار

همه خاک دارند بالین و خشت             خنک (نیکتر) آنکه جز تخم نیکی نکشت

تو پند پدر همچنین یاددار                           به نیکی گرای و بدی باد دار

بیا تا همه دست نیکی بریم                    جهان جهان را به بد نسپریم

 ز گیتی دو چیز است جاوید و بس                        دگر هر چه باشد نماند به کس

سخن نغز و کردار نیک                                      بماند چنان تا جهان است یک

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی پدر عرفان جهان :

بدی کردند و نیکی با تن خویش                      تو نیکو کار باش و بد میندیش

مال از همه ماند و از تو هم خواهد ماند                            آن به که بجای مال نیکی ماند

 

سعدی بزرگوار :

جهان نماند و خرم روان آدمی                          که بازماند از او در جهان به نیکی

تو نیکی کن و در دجله انداز                             که ایزد در بیابانت دهد باز

همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن             که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد

 

در فرهنگ ایرانی یاری رساندن و نیکی به دیگر مردمان امری ستودنی است و به همین جهت ایرانیان خود را بر اساس کتیبه ها و اسناد جهانی , نخستین پایه گذاران حقوق بشر جهان می دانند . کوروش بزرگ پایه گذار نخستین منشور جهانی حقوق بشر در واپسین سخنانش در کتاب زندگی کوروش بزرگ اثر نامورترین مورخ یونانی گزنوفون چنین می فرماید :

نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت که این آسایش برایم از تمامی لذتهای زندگی بالاتر بود

 

کوروش بزرگ فرزندان و آیندگان این کشور را چنین سفارش می نماید :

همیشه الگوی خود را از میان افرادی برگزینید که در زندگی رستگار و سرافراز بوده اند و پای از راه عدالت و نیکی بیرون ننهادند .

 

هرودوت می گوید : ایرانیان به کشورهای اطراف خود احترام زیادتری نسبت به دیگران میگذارند . آنان زمانی که کوچه ها به یکدیگر می رسند یکدیگر را می بوسند . اگر هر دو شخص از یک طبقه باشند لبهای یکدیگر را می بوسند . اگر یکی پایین تر از دیگری باشد صورت یکدیگر را می بوسند .  

در نبشته های پهلوی انوشه روان آذر بادسپندان در ایران باستان آمده است هرچه برای تو نیک نیست تو برای دیگران نیک مپندار ( پس از اسلام این گفته به کتب بزرگان اسلام نیز رفته است ) . هرکس با تو با کینه و خشم رود هر آئینه از او دوری گزین . چندان که میتوانی مردمان را از سخن خود مرنجان پس نیک سخن گوی . به پیران و بزرگان تندی مکن و آنان را ریشخند مکن . چرا که تو نیز روزگاری چنین خواهی شد . هیچگاه در مهمانی , انجمن ها و بزم ها بالای مکان منشین و آنرا به بزرگان ده .

افلاطون در کتاب قوانینش می گوید : پارسیان ( ایرانیان ) اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( کورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به درستی انجام میگرفت .

در کتاب دینی ایران باستان ویسپرد بند 1 کرده 15 آمده است : همواره در انجام کار نیک و دستگیری از بینوایان و بیچارگان استوار و ثابت قدم باش .

  

فردوسی بزرگ :

جهان یادگارست و ما رفتنی                          به گیتی نماند به جز مردمی

  

لينک نوشته

زرتشت و تعليماتش

رستاخيز زرتشت و تعليمات وي

آئين اوستا خود به خود بوجود نيامده بلکه داراي مؤسس است که از آن طريق مندرجات اوستا را با کيش قديم آريايي و آئين شرک ايران مقايسه مي کنند و تحولي را نمايان مي بينند که تحقق پذيرفته و دين جديد در آنزمان تأسيس  شده است. از طرفي زرتشت در گاتها از خويشتن چون انساني ساده سخن مي گويد، نه چون يک وجود افسانه اي. از خداوند متعال (اهورامزدا) به او وحي شده است که آئين خود را به هم ميهنانش و همچنين خانواده اي که در زندگاني او سهم عمده داشته اند و در تبليغات کمک کرده اند اعلام دارد، با اين ترتيب مطالعه منشاء و مبدأ دين زرتشت به طريق قانع کننده اي مشکل و شايد غير ممکن مي باشد، زيرا مهمترين مدرکي که درباره اين دين بدست ما رسيده است کتاب آسماني همان دين مي باشد که به نام (اوستا) موسوم و حقيقت امر اين که کتاب اوستا هشتصد سال بعد از زرتشت پيامبر اين دين نوشته شده است، اين کتاب شامل سه بخش و از مبادي مختلف ميباشد.

گاتها که قديمي ترين قسمت هاي اوستا و شامل سرودها است در زمان هخامنشيان تدوين يافته و قسمتهاي ديگر اوستا در زمانهاي بعدي درست شده است، در زمان ساسانيان همه قسمت اوستا را جمع آوري کردند و هم در اين دوره بود که اوستا (تمام کتاب اوستا) تدوين يافت و اين خود در دوراه اي بود که آئين زرتشت دين رسمي و انحصاري سراسر ايران زمين شده بود. زرتشت در کتاب مقدس اوستا (زاراتوشترا) خوانده شده است.

مطابق آنچه که از اوستا معلوم ميشود، زرتشت در «مدي» بدنيا آمده و از ميان طايفه اي از مغ ها برخاسته است و اين طبقه و طايفه در حقيقت از مردم عاقل و اهل نظر و فيلسوف و دانشمند ملت ايران بود. وقتي زرتشت به سن 20 رسيد از دامهائي که افسونگران و جادوگران و احضار کنندگان ارواح براي او درست کرده بودند گريخت و از دنيا کناره گيري کرد و اين عمل براي اين بود که خود را آماده اجراي فرمان آسماني که به او وحي شده بود نمايد.

در سي سالگي به الهامات و وحي هاي آسماني رسيد که در آنها امشاسپند و (هومانو) که به معني پندار نيک است بنظر او آمد؛ و او را به آسمانها برد و به خدا نزديک کرد. زرتشت دستورات خدائي را گرفت، به فواصل ده سال شش بار ديگر اين الهامات به او دست داد، در چهل سالگي رسماً براي تبليغ دين جديد به مبارزه و پيکار پرداخت. بيش از دو سال از ظهور او نگذشته بود که توانست با تبليغ مؤثر پادشاه عصر يعني (ويشتاسب) را بدين خود برگرداند و به پشتيباني همين پادشاه بود که زرتشت توانست همه ايران را به آئين زرتشتي آشنا کند و بدون ترس در همه جا دين خود را رواج دهد؛ زيرا ديگر نه از مجازات مي ترسيد و نه مانعي براي کار او وجود داشت، آنوقت گروه گروه مردم به دين او در مي آمدند و همه ايران از آن آگاهي داشتند. بيش از سي و پنج سال زرتشت به پشتيباني و اجراي مراسم دين خود پرداخت و اين بدون شک به کمک و پشتيباني سلسله هخامنشي بود. وي در سن هفتاد و هفت در جنگي مقدس که عليه يورش قبيله (هياوآ) مي کرد زندگي را بدرود گفت؛ و يا بقولي با هفتاد تن از پيروانش در پرستشگاه بلخ حين نيايش و ستايش اهورامزدا بدست "براتور" نام توراني به شهادت رسيد. برخي از محققان نوشته اند که در دوران باستان چند نفر به نام زرتشت آمده اند که مروج عقايد زرتشت نخستين بوده اند؛ از جمله فريدون را زرتشت ثاني و جاماسب را زرتشت سوم دانسته اند که در زمان ويشتاسب پدر داريوش ظهور کرده است.

زرتشت به دو عالم معتقد است: يکي روحاني يا « مينو » و يکي جسماني يا « گيتي » و آنچه در عالم است به دو قسم تقسيم مي کند؛ تقدير يا « بخشش » و فعل يا « کنش » و حرکات افعال انسان را سه قسم مي کند؛ اعتقاد يا « منش »، گفتار يا « گويش »، رفتار يا « کنش »، و وقتي انسان به مرتبه سعادت عالي رسيده و، به يزدان نزديک شده و اهل بهشت است که هر سه چيزش اصلاح و داراي: انديشه نيک، گفتار نيک و کردار نيک شده باشد. زرتشت مي گويد، بناي آفرينش عالم بر اضداد است و اين خاکدان ميدان مبارزه نيکي و بدي يا جنود يزدان و اهرمن، و کائنات مابين گير و دار اين قوا واقعند و سعادت بشر بستگي به پيروي اين دو چيز متضاد است و بهشت جاويدان منزل پيروان يزدان و صاحبان نيت و گفتار و کردار نيک است و دوزخ اتباع پليدان و ارواح اهرمني.

اعتقاد به ظهور آخرين منجي

به موجب مقررات آئين زرتشت هر هزار سال از دختري باکره از نطفه زرتشت نجات دهنده اي نمايان مي شود، در هزاره سوم يعني آخرين دوره (سوشيانت) ظهور مي کند، مردگان زنده مي شوند؛ حوادث آسماني موجب ذوب شدن فلزات در دل کوهها مي گردد؛ فلز ذوب شده براي مؤمنين شير سرد و براي دشمنان دين، دردناک است، مردم بدکار و شياطين نابود مي شوند، نيکوکاران به آب زندگي جاويد ميرسند. طبق مدرکي سوشيانت و بنا بر سند ديگر شخص زرتشت خودش آئين مزدا را تکريم و تقديس مي کند؛ خراي از جهان ميرود و خوشي و شادي برقرار ميگردد. کرگ لينگر مينويسد: در دين زرتشت مفهوم بزرگي وجود دارد که نه در آئين مصريان قديم ديده مي شود و نه در انديشه هاي بسيار عميق هندو، آن اين است که جهان داراي تاريخ است و از قانون تحول پيروي مي کند، وضع فعلي جهان را به مرحله نهائي رهبري مي کند، همه نيروها در کار خود بايد به آن راه بروند، در نظر زرتشت دنيا از برنامه استمرار تاريخ پيروي مي کند و ميدان جنگ است، مبارزه اي پر شور، نيروها را مقابل يکديگر قرار داده است و اين امر واجب است و نتيجه آن تکامل مردم با تقوي و بهره مندي از زندگي جاويدان است.

جايگاه برزخ

طبق آئين زرتشت بين بهشت و دوزخ جائي است که برزخ ناميده مي شود، و اين محل جاي کساني است که اعمال نيک و گناهان آنها يکسان است، اين دسته در برزخ تا روز واپسين خواهند بود و آنگاه که همه مردگان زنده شدند آنها نيز بيرون خواهند آمد، زيرا ديگر صاف و پاک شده اند و به مقر سعادتمندان خواهند رفت.

تأثير آئين زرتشت در يهوديان و دين مسيح

بطوريکه بيشتر محققان معتقدند با بررسي دقيق مي توان نفوذ آئين مزدا را در اديان ديگر نمايان ديد.

فتح بابل بدست کوروش کبير موجب شد، ميان ايرانيان و يهوديان رابطه برقرار گردد و به آنان اجازه داده شود که به کشور خويش بازگردند؛ در نتيجه، بسياري از اصول آئين مزدا در ميان يهوديان رواج يافت و سپس در معتقدات مسيحي نفوذ کرد، مکتب ثنوي، شيطان را در برابر خدا قرار ميدهد؛ عقيده به فرشتگان و زندگي جاويدان و معاد از اصول مزديستا است که در اديان مذکور ديده مي شود.

لينک نوشته

شروعي دوباره
با درود به همه ي دوستاي گلم مدتي نبودم و نتونستم وبلاگ رو به روز كنم و اينك دوباره اومدم تا با هم باشيم
لينک نوشته

مزدک پیامبر عدل و داد
مزدک پسر بامداد است و به همین دلیل به مزدک بامدادان در منابع تاریخی معروف است .

در زبان پهلوی ساسانی و در متون فارسی میانه "مزدک بامداتان نامیده شده است

به روایتی از خانواده ای روحانی و پدرش موبدی در خراسان بزرگ عهد باستان بود .

مزدک را یک اصلاح گر اجتماعی یا در یک واژه مصلح عصر ساسانی دانسته اند . مزدک به احتمال زیاد اهل خراسان بوده و در نیشابور چشم به جهان گشوده است .

او در منطقه ای پرورش یافته که بیشتر مردمخ تهیدست بوده و به این ترتیب خود او نیز طعم فقر را چشیده است

مزدک بر این باور بود که رفع نفاق و دشمنی به جامعه آرامش و بردباری می بخشد و بر عکس نابرابری و کینه آسایش را سلب و تشنج  به بار می آورد .

وی میگفت : هیچکس نباید بی برگ باشد .از توانگران باید گرفت و به تهیدستان باید داد . خانواده رکن اساسی و پایگاه جامعه است و زن و مرد باید بتوانند آن را تشکیل دهند و به جامعه فرزندان آگاه و سالم تحویل دهند .

هیچ چیز را نباید از مهمان دریغ داشت .مهمان می تواند از هر نژاد و ملیت باشد

عطوفت نسبت به دشممنان ،الفت و آشتی را به دنبال می آورد .

هر که نان و آب را از گرسنگان و تشنگان دریغ کند ،سزایش مرگ است .

مزدک با توجه به اوضاع و احوال جامعه و وضع اسف بار مردم و وضع روحی اسف بارتر قباد ،جهت کاستن از قدرت نامحدود موبدان  و اشراف گامی به سوی قباد برداشت و در محضر او سخنانی ایراد نمود . و مشکلات کشور را برای پادشاه برشمرد و به وی پیشنهادات سودمند و سازنده ای  جهت رفع مشکلات ارائه کرد .

مزدک اصلاحات را با این اندیشه که جامعه باید از ریشه و اساس درست شود و مردم باید از تربیت صحیح برخوردار شوند ،آغاز نمود .

او بر خلاف مانی معتقد بود که پیروزی تاریکی بر روشنایی اگر هم اتفاق افتد موقتی و تصادفی است و میتوان با عمل خوب و اندیشه های سازنده شکست را نصیب ظلمت و پیروزی را از آن نور کرد .

منتها برای اینکار باید مردانه وارد عمل شد و از هعمه ی ابزار و امکانات بهره گرفت تا جامعه ای سالم مبتنی بر عدالت و مساوات به وجود آید و به پا داشته شود .

وی به جای تضاد و کینه ها ،عشق به زندگی و گزیدن همسر و برخورداری از نعمات خداوندی در حد اعتدال را توصیه میمند . وی مخالف ستم کردن به تن است .زیرا عقل سالبم را در بدن سالم می داند

به نظر او آنانکه در جامعه بیشتر مرفه باشند ،زیان بارتر و زیانکار ترند . وبه این ترتیب باید طبقات پایین جامعه امکان زیستن و برخورداری از امکانات خدادادی را داد تا به انحراف کشیده نشوند و فساد در جامعه و ارکان دولتی رخنه نکند و تباهی گسترش نیابد .

لينک نوشته

نامهای ایرانی-اوستایی
دوست عزیزی پیشنهاد داده بودند تا نام هایی اوستایی را هم در وبلاگ اضافه کنم .

پس تقدیم به ایشان و تمام دوستداران فرهنگ ایران زمین: 

افرا:ستايش کردن
نام شاپور اول: مهرک

افشيد:شکوه خورشيد
نام رودخانه‌اي در ايران:نيکا

آليش :قابل اشتعال
ازسرداران مبارز در برابر اسکندر گجستک:روشاک

اليا:نام گل،
پدربزرگ رستم:سام

آميتريس:نام دختر داريوش دوم و همسر خشايارشا

نامي مقدس در ايران باستان:سپنتا

آموتيا:نام دوشيزه در زمان زنديه

داده شده از شاه:شهداد

آناهيتا:نام فرشتگان اهورامزدا

مردبزرگ:شايگان

آنديا:همسر اردشير اول

فرزند کيکاوس - شخصيت اسطوره‌اي ايرانيان:سياوش

آنيتا:نام دختران درزمان زند- به معني پرورش گياه

رهبر نظاميان ايران در زمان اشکانيان:سورنا

انوشا:خوشحالي و سرور و شادي

هم پيمان داريوش اول:اوتانا

انوشک:نام زنان در زمان ساسانيان- به معني جاويد و ابدي

يکي از شاهان ايران:وارتان

انوشه:نام زنان درزمان ساسانيان- به معني جاويد و ابدي

متعلق به نسل آريا:آريانا

آرا:آراستن و زيبا کردن

شاهان سلسله اشکانيان:اشکان

آرميلا:نام دختران درايران باستان

شاه خوارزم:بکتاش

آرميتان:شخصيتي درشاهنامه و دختر جمشيد

فرستاده شهر از طرف فرشته مهر:دادمهر

آروشا:درخشان - نوراني - باهوش

پسرزيبا:فرهود

آرتا:نام شهر در زمانزند که به روي دختران ميگذاشتند

ازشاهان ايران باستان:گشتاسب

ارنواز:شخصيتي درشاهنامه و دختر جمشيد

ظاهر سالمو زيبا:هيراد

آرتميس:گوينده راستي- نام درياسالار زن

ازفرمانده‌هان داريوش بزرگ:هيتاسب

آرتنوس:صادق - راستگو - نام دختر داريوش

فرزندان دختر اشوزرتشت:فرنی - تریتی - پوروچیستا

فرزندان پسر اشوزرتشت:ایسدواستر - اروتدنر - خورشیدچهر

آسا:نام دختر شاپور دوم ساساني- بزرگ و عليحضرت

ازشخصيت‌هاي شاهنامه:جويان

آتاناز:نامي ايراني
__________________
زرتشت بیا که با تو امید آید ----- شب نیز صدای پای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره تکرار شود ----- کعبه به طواف تخت جمشید آید
لينک نوشته

تاریخچه خط اوستایی
همانگونه که آشکار است زرتشتیان باستان قوانین و سروده های دینی خود را در کتابی به نام اوستا نوشتند و خطی که با آن اوستا را گزارش کرد ه اند خط دین دپیره یا دین دبیره است که به نام خط اوستایی نامیده شده است .

تا کنون از تاریخ پیدایش این خط اسنادی به دست نیامده است اما برخی از دشمنان داخلی و خارجی ایران به گونه ای مغرضانه در صدد  این هستند تا به جهانیان بقبولانند که که این خط دارای قدمت زیادی نیست اما هرگاه تاریخ دقیق ظهور زرتشت به طور دقیق  مشخص شود بسیاری از ناپیداهای ایران و جهان پدیدار خواهد گشت .

اکنون باید دید که چرا برخی از مستشرقان ارپایی قدمت اوستا و ظهور زرتشت را کمتر از حد معمول پایین می آورند ،زیرا  یهودیان و مسیحیان می خواهند ثابت کنند که کهن ترین سند نوشته شده جهانی تورات و کتاب های فلاسفه یونانی است!اگرچه در زمان هخامنشیان زرتشت دین رسمی کشور نبود اما به گفته مسعودی و دیگران  دو نسخه از اوستا را به خط زرین بر روی ۱۲۰۰۰پوست گاو دباغی شده نوشته بودند و در دژ نپشت یا کتابخانه شاهی نهاده بودند و نسخه دیگر را در گنج شیپیگان نگهداری می کردند و اسکندر نسخه دژنپشت را سوزاند و نسخه دوم را به یونان برده و ترجمه کردند که به همان خط اوستایی بوده است .

واژيه اوستا به گونه های فراوان در کتابها آمده است که عبارتند از :

اوستا-استا-وستا-افستا-پستاک-اوستاک-ابستا-اویستاو...موبد فیروز آذر گشسب درباره معنی اوستا چنین می نویسد :برخی از دانشمندان اوستا را مشتق از اوپستا دانسته و به معنی پناه و یاور گرفته اند و برخی آن را با واژه ابستا در فرس باستان یکی دانسته و به معنای اساس و بنیاد و متن اصلی ترجمه کرده اند اما در حقیقت بنا به گفته دکتر هاوگ اوستا از از دو جزئ اویستا تشکیل یافته و از ریشه )وید(به معنی دانستن آمده و مفهوم آن آنچه دانسته و شناخته شده می باشد .واژه اوستا به معنای رمز و راز و به معنای مجازی آن اسرار الهی و دانش درونی معنی شده است .

جالب است بدانید که همین خط فارسی (عربی)از خط اوستایی و پهلوی گرفته شده است( با توجه به دلایل مستند تاریخی که موجود است)

ویژگی بزرگ خط اوستایی

زبان اوستایی شاخه ای از زبان هندواروپایی است و کاملترین و کهن ترین ،رساترین و طبیعی ترین خط جهان است .

کاملترین است چون هر آنچه که بخواهیم بر زبان آوریم نوشته می شود و کسی که این خط را بداند  می تواند هر نوشته ای را که در گذشته های دور با این خط نوشته شده بدون کوچکترین نادرستی بخواند و اگر امروز چیزی نوشته شود آیندگان آن را بدون نادرستی نمی توانند بخوانند !

کهن ترین است چون :بیشتر خطهای نژاد آریایی جهان از آن پیروی کرده اند .

ساده ترین است چون الفبای این خط به چندین واک های آوا دار و واک های بی آوا بخش می شود که در ثبت و ضبط دقیق نوشته ها ،یکسانی و برابری خیره کننده ای را به نمایش می گذارد

طبیعی ترین است چون همه واک ها در برگرفته شده از حرکات صورت ،لب،حلق و دهان می باشد .

آقای جلیل دوستخواه که اوستا را ترجمه کرده در پیشگفتار چنین می نویسد :در هر حال زبان اوستایی یکی از زبان های مهم ایرانی کهن بوده و با دیگر زبان های کهن آرییایی چون سانسکریت و پارسی باستان خویشاوندی نزدیک دارد .کاملترین خط جهان است و دین دبیره یا دین دپیره هم نامیده میشود. و همچنین شادروان محمد تقی بهار در کتاب سبک شناسی خود وذبیح بهروز و ... بارها از آن نوشته اند که در آینده برایتان خواهم نگاشت

پاینده ایران

لينک نوشته

سالها از افراد مختلف درباره ی چگونگی خط نیاکانمان پرسیده ام و جواب آنها یا "نمی دانم"بوده یا نام بردن چند خط قدیمی مانند میخی پهلوی و اوستائی و اگر همین خط ها را در برابرشان می گذاشتی نمی توانستند نوع متن را تشخیص دهند

متاسفانه خود آموزهای موجود هم بسار کمیاب و معدودند و یا چنان تخصصی و سنگین هستند که خواننده را با حجم انبوهی از دستور زبان و قواعد و واژه های نا آشنا روبه رو می سازد که عطای یادگیریش را به لقایش می بخشی .

بر آن شدم تا تا کاری را که سال هاست در ذهن دارم آغاز نمایم و حرکت کوچک من تلنگری برای اساتید این عرصه باشد .

در این وبلاگ به آموزش خط اوستایی ُآشنایی با گاتها سروده های زرتشت و فرهنگ ایرانم می پردازم باشد که گامی در راه آزادی و سربلندی وطنم برداشته باشم .

در این راستا نیازمند یاری همه شما ایرانیان و ایران پرستان می باشم .

لينک نوشته

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو وبلاگ
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

پيوندها
حرف هایی از جنس دلتنگی
قصه و شعر
اقتدار ملی
درود بر اعلا حضرت رضا شاه دوم پهلوی
صادق هدایت
چو ایران مباشد تن من مباد
مهرداد و آرش
حمايت از آناهيتا
دوباره ميسازمت وطن
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پيوندهاي روزانه
فال حافظ
آرشيو پيوندهاي روزانه

  RSS  
پرشين وبلاگ

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

طراحی قالب از صادق علوی sadeghalave@yaho